پسر گل ماپسر گل ما، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

مرد کوچک خونه محمد فرحان

اولین عید فرحان کوچولوی ما

امسال اولین عید پسر کوچولوی ما بود خدا رو شکر پارسال من و بابا دوتایی عید و جشن گرفتیم و امسال شیرینی زندگیمون هم کنارمون سر سفره هفت سین حضور داشت وما سه نفره برای داشتن سالی خوب و پر برکت برای خانواده کوچیکمون دعا کردیم   سفرهای نوروزی ما سه روز مانده به عید آغاز شد البته به اتفاق خاله خانوم. فرحانم تو ماشین کامل خواب بود اولین جای دیدنی پسر کوچولوم آبشارزیبای نیاسر در نزدیکی کاشان بود هوا عالی آبشار عالی طبیعت عالی خلاصه همه چیز زیبا بود.   فرحان ما در نیاسر بعد از ملحق شدن دایی هم به ما به اصفهان رفتیم خیلی شلوغ بود بعد از کلی شلوغی رسیدیم به باغ پرندگان فرحان هم از دیدن اون همه پرنده می خواست ...
22 فروردين 1392

سلام مامان سلام بابا فرحان کوچولو اومد

در یک روز سردو برفی اواخر پاییز دنیا یک بار دیگه شاهد به گریه در آمدن یه فرشته کوچولوی دیگه شد.   فرشته ما آنقدر پر برکت بود که با اومدنش اولین برف سال شروع به باریدن گرفت و تهران سفیدپوش شد. آن روز توی بیمارستان لاله توسط خانم دکتر صافی تنها پسر بیمارستان متولد شد پرستار ها میگفتند خوشحالیم چون بعد از دو روز گل پسر ما بین 13 فرزند دختر تک پسر بیمارستان بود   آقا فرحان ما بعد از یک روز تحت مراقبت بودن از بیمارستان مرخص شد و خدا را شکر مشکل خاصی نداشت. پسر کوچولوی ما از همون بیمارستان شیطنت هاش رو آغاز کرد و شروع به دست و پا زدن کرد مثل همون زمانهای که توی شکم مامانش شب و روز ورجه ورجه ...
22 فروردين 1392

اولین بهار فرحان

امسال عید نوروز اولین عید پسرمه که کلی من وپدرش براش برنامه ریزی کردیم که ان شا له به همه خوش بگذره مخصوصا به شازده پسرم عید باستانی بر همه مبارک   ...
25 اسفند 1391

3ماهگی

سلام قند عسل مامان امروز ٣ ماهه شدی اینقدر شیرین شدی که به نظر مامان شیرین ترین پسر دنیایی عاشق خنده هاتم عاشق گریه هاو لوس بازیاتم .پسر شیطون مامان هر روز بزرگ تر میشه و هر روز کارهای جدیدی میکنه که مارو به وجد میاره  .فرحان کوچولوم  الان ٢٠٠/٦ وزنش و ٦٢ سانت قد داره   اینم فرحان و یک روز برفی   فرحان وقتی گریه می کند البته پشت سرش هم میخنده این هم شازده فرحان مامان ...
25 اسفند 1391

تولد فاطمه

پسر کوچولوی ما پنجشنبه گذشته خانه عمه بزرگش تولد دعوت بود تولدفاطمه که یه جورای خواهرتم میشه آخه قبل از تو هرجای که میرفتیم اون دختر ما بود الانم به تو میگه داداش کوچولو ..... وقتی میرفتیم بابا حسین مثل همیشه کلی سفارش کرد که مواظب پسر کوچولوش باشیم. اونجا خیلی برات تازگی داشت مخصوصا چراغ ها و لیزر شوهای که بود البته دخترای تو جشن فراموش نشه ولی فکر کنم یه کم اذیت شدی چون عادت به اون همه صدا نداشتی کلی هم عکس گرفتی با عمه ها و خاله ات که وقتی بزرگ شدی میبینی. شب هم پسر بابا رو صحیح و سالم تحویل پدر دادیم این هم از طرف فرحان   آبجی فاطمه تولدت مبارک   ...
15 اسفند 1391

عقیقه فرحان خان

عنه علیه السلام : تَقولُ عَلَى العَقِيقَةِ إذا عَقَقتَ : «بِسمِ اللّه ِ و بِاللّه ِ ، اللّهُمَّ عَقيقَةٌ عَن فُلانٍ ، لَحمُها بِلَحمِهِ ، و دَمُها بِدَمِهِ ، و عَظمُها بِعَظمِهِ ، اَللّهُمَّ اجعَلهُ وِقاءً لآِلِ مُحمّدٍ صَلَّى اللّه ُ عَليهِ و عَلَيهِم» . امام صادق علیه السلام : هنگامى كه عقيقه كردى ، بگو : «به نام خدا و به كمك خدا . بار الها! عقيقه اى است از فلانى . گوشتش در برابر گوشت او ، خونش در برابر خون او و استخوانش در برابر استخوان او . بار الها! او را سپر (بلا گردان) خاندان محمّد ـ كه درودهاى تو بر او و یلیان باد ـ قرار ده» . پسرم من و بابا برای سلامتی شما و برای محفوظ...
15 اسفند 1391

ولنتاین

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو،                 به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو،                                  من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.     امسال روز عشق با همه سال ها فرق میکنه من عشقی ...
12 اسفند 1391

ختنه کردن

  پسر کوچولوی ما رو در 25 روزگی برای ختنه کردن باز به بیمارستان لاله بردیم به اتفاق خاله،عمه ،مادر بزرگ، مامان و بابا آخه پسر کوچولوی ما خیلی ناز داره  بمیرم براش اینقدر گریه کرد که اشک مامانش و در آورد عزیز مامان اینقدر اذیت شد که خدا میدونه ولی به حمد خدا بعد 13 روز خوبه خوب شد   ...
12 اسفند 1391